گویی دوست داشتن
گویی دوست داشتن...
با من قهر کرده است...
پشتش را کرده به من ...
و هر چه صدایش می کنم ...
انگار نه انگار...
اینهمه نازش را کشیدم...
گفتم اصلاً هر چه بگویی ...
به روی جفت چشمانم
حتی نگاهم نمی کند...
حق دارد...
سراغش را نگرفتم
بی محلی کردم بهش...
سالهای سال صدایم زد ...
و خودم را زدم به آن راه
گذاشتم خاک خورد ...
و حالا که محتاجش هستم...
محل نمی گذارد...
می شود شما وساطت کنید...؟
دلم برایش لک زده...
با من قهر کرده است...
پشتش را کرده به من ...
و هر چه صدایش می کنم ...
انگار نه انگار...
اینهمه نازش را کشیدم...
گفتم اصلاً هر چه بگویی ...
به روی جفت چشمانم
حتی نگاهم نمی کند...
حق دارد...
سراغش را نگرفتم
بی محلی کردم بهش...
سالهای سال صدایم زد ...
و خودم را زدم به آن راه
گذاشتم خاک خورد ...
و حالا که محتاجش هستم...
محل نمی گذارد...
می شود شما وساطت کنید...؟
دلم برایش لک زده...
- ۲.۱k
- ۰۷ مهر ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۲۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط