شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی/ هرلحظه به دام دگری پا بستی/

شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی/ هرلحظه به دام دگری پا بستی/ گفتا شیخا هر انچه گویی هستم/ اما تو چنان که مینمایی هستی...
دیدگاه ها (۲)

یار مرا که او شده یار دگر چرا طلبمن که بدیدمش به دل عشق دگر ...

مي نويسم از چشمهايم كه بي تاب نگاه توأنداز گوش هايم كه از فر...

«دیروز، دوباره عاشقت شدم. آن‌قدر زیبا بودی که بارها خواستم ب...

این ابیات زیبا و پر از تصویرسازی، غزل شماره ۳۳۶ از **بیدل ده...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت اول :إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْل...

ببین الان عادت شده نبودت. ولی من یادت میوفتم، ساعت از ⁰⁰ : ⁰...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط