میــخوآبَـم تـو وآن

میــخوآبَـم تـو وآن
آهَنـــگ هَمیــشِگی و پِلِـــی میــکُنَم
تیغــو بَـر میدآرم
بِـه یـآد عِشقَم
یـه خَط
بـه یـآد رَفیـقآیِ نـآمَـردَم
یـه خَـط
بِ یـآد اَشکآی مــآمــآنَ
یـه خَــط
بـه یـآد مـویِ سِفیـدِ بـآبآ
یـه خَـط
آخَریــن خَـط بِ یــآد
قَلب لهـ شُـــدَم
روح زَخـمیـم
غُرورِ خـورد شُدَم
و
خــون خـون خــون

و سیـآهی
خُدآفِظ دُنیــــآ:))
دیدگاه ها (۱۷)

هر روز مغزم و خاطراتمون با هم کلنجار میرن که بهت تکست بدم ، ...

تکپارتی درخواستی

★彡   Part 4 彡★ نگاهی به سوزنی که بین انگشت هام قفل شده بود ک...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

Part ⁴⁶The name of the story: Madness hall(تالار جنون)صبح بی...

داستان خانواده گسکویین اشک هر مردی رو در میارهداستان کامل خا...

پارت: 3 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*نگاهم رو از دست دراز شده‌اش...

انتقام یا عشق

Part ¹⁴ویو لیلی با رضایت از کارم لبخندی زدمو گفتم+ نگران نبا...

#رد_خون_و_بوسه19راوی:لارا صبح رفت عمارت تهیونگ برای ثابت کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط