✘سـُڪــפتـــ»«✘

✘سـُڪــפتـــ»«✘


بی تو من با همه ی فاصله ها درگیرم
بیش از این دیر کنی از غم تو می میرم

این دل سر به هوا کی به هوایت پر زد؟
کی به سحر نگهت کرده ای تو تسخیرم؟

همه ی قافیه ها، واژه به واژه خاتون
انحصار تو شدند، نام تو شد تحریرم

غم هجر تو اگر هست چه باید بکنم؟
گله ای نیست که شد بسته به تو تقدیرم

خواب تو دیدم و شیرین سبب خیر شده است
گفته این بار می آیی و تویی تعبیرم
دیدگاه ها (۱)

نشسته برف تنت بعد سال ها به تنمیخ تو آب شد آخر از آتشی که من...

ای که با عطر تنت شور به جانم دادیحس بوییدن  گل  را به خزانم ...

خواســـــتم تا ته این قصه بمانم کهنشــــدغزلـــــی از ته دل ...

نوشتم برای روزی که نبودم ودوست داشتی که باشم....نوشتم برای ر...

تجربه‌ ی نگاهی زیباست، اما پس از آن، تویی که در باتلاق فرو ر...

وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی تا با تو بگویم غم شب های جدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط