سلاممم

سلاممم

در یتیم خانه:

ات: بچه هااااا زود باشین بیاین

جک: اومدیم صبر کنننن

لینا: ات بازم برنج درست کردی؟(ذوق)

ات: البته که برنج درست کردم بزای همتون برنج هست

جک: ات،ات میشه یه بار یه غذای دیگه درست کنیییی؟🥺🥺

ات: همممم فردا براتون یه چیز خوشمزه میخوام درست کنم😃

فیلیکس: ات احساس نمیکنی داری زیاد کار میکنی یادت رفت چه اتفاقی یزات افتاد؟

ات: فیلیکس تو من و خوب میشناسی بنظرت من همچین کاری رو انجام میدم؟؟؟؟

فیلیکس: معلومه که نه😂😂😂

ات: 😂😂

خاله رز: شما دوتا انقدر حرف نزنین و بیاین غذا بخورین

ات و فیلیکس: اومدیمممم

خانه اقای××:

ته: بچه ها زود باشین داریم میریمممم

نامی: اومدیممممم

اقای××: پسراچرا انقدر عجله دارین

ته: چون بعد کلی وقت قراره بریم بیرون😄

جین: زود باشین دیگههه


خب بچه ها باید بگم که واقعا خوشحالم که حمایت ها انقدر زیاد شده و اینکه چون من مهمونی هستم نمیتونم طولانی پارت بدم😘❤🗿🎀
دیدگاه ها (۴)

پارت⁸:))

╭─── 𓂃🌷𓈒𓏸 ───╮💜 پارت 47 💜╰─── 𓂃🌷𓈒𓏸 ───╯📚 ویو آت | کلاسجیا آر...

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۶ات ویو امروز بعد دانشگاه رفتم پیش مبینا و همی*(ادامه ح...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

#ازدواج_اجباری P14خبری که باعث میشد کیم غوغا به پا کنه🥲بعد ا...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط