فصل گل بگذشت واز مرغان نوایی بر نخواست

فصل گل بگذشت واز مرغان نوایی بر نخواست
خم زجوش افتاد واز مستان صدایی بر نخواست
صدبیبابان در ره دیر وحرم پیموده شد
کز زمین خاری به استقبال پایی بر نخواست
دیدگاه ها (۱)

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 8 | عادتصبح دوشنبه، ا/ت با عجله از خوابگاه بیر...

#شقایق_گفت_با_خنده : نه تب دارم ، نه بیمارماگر سرخم چنان آتش...

شقایق گفت :با خنده نه بیمارم، نه تبدارم اگر سرخم چنان آتش حد...

شقایق گفت با خنده : نه تب دارم ، نه بیمارماگر سرخم چنان آتش...

شقایق گفت با خنده : نه تب دارم ، نه بیمارماگر سرخم چنان آتش...

رازعشق شقايق ..... شقایق گفت با خنده ؛ نه تب دارم ، نه بیما...

شقایق گفت با خنده : نه تب دارم ، نه بیمارماگر سرخم چنان آتش...

راز عشق شقایق...شقایق گفت  با خنده ؛ نه تب دارم ، نه بیمارما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط