تن من زندان است و منم زندانی

تن من زندان است و منم زندانی


تن من زندان است
و منم زندانی
مانده ام در دل ِ این کالبد نفسانی
عشق در دام هوس
روح حبس الابد بند قفس
آدمی زندان است
و من آن مانده به خواب
دیدگاه ها (۱)

به جرم هیچ در زندان تن زندانی ام امشب شبیه سایه می مانم کمی...

غروب ماه صفر... هـمیشه حـاصلِ جـمع فراق سنگین است ملازمان ص...

رسم روزگار آدمها می آیند زندگی می کنند می میرند و میروند.. ...

تمام سعی مان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست... ر...

«ای سردارِ جان، ای رهبرِ شهیدم…با رفتنت، انگار تکه‌ای از روح...

پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ خانه‌های دنیا برایم غریبه شده‌اند....

Between Sleep and Breath

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط