مردی که یادش رفت

مردی که یادش رفت

مردی که خیلی عاشق بود پشت شیشه آسمانخراش نشسته و سیگار می کشید . مرد آنقدر عاشق بود که وقتی آخرین پک را به سیگار زد یادش رفت که باید ته سیگارش را پایین بیاندازد ، نه خودش را.
دیدگاه ها (۲)

دلتنگی های اژدهای شهر بازی چند متر به دریای جنوب چین نزدیک ...

صدقه پیرمرد خسته کنار صندوق صدقه ایستاد . دست برد و از جیب ...

خوبه لایک نداره !!!!!!!!!!!!

قشنگه

رمان خبره ممنوعه پارت اول ۱

مربی موتور سوار

P1باران آرامی روی شیشه‌های خانه می‌زد.طناز روی تختش نشسته بو...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟒ویو اِریامرد اسلحه رو دوباره بالا آورد...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۰

𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐏𝐀𝐂𝐓Part 1صدای ترمز شدید ماشین سکوت کوچه را شکست.هان ج...

ا🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۶«پدر»ات هنوز به درِ سیاه خیره مانده...

پارت ۳۳ته:دیونه چرا تو از اون موقع تو فکری؟ 😏🦋هیون‌وو با لبخ...

#آیا_ارواح_میتوان_زنده_شد؟PT:1میا هر شب دقیقاً ساعت سه و هفد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط