دیدی باد
دیدی باد
باد دیوانه ما را از هم جدا کرد؟
چنان که با خود برده بود پیش از این
شکوفههای بسیاری را از درخت؟
دیدی میان آن همه شاخه
آن همه سنگ
آن همه پُل
چاه خانهی دیگر من شد؟
چشمهایت را ببند
و فراموشم کن
هیچ درختی
ریشههای زخمیاش را نمیشناسد!
چشمهایت را ببند
تا خالق مرزي جديد باشي
مرزها ميتوانند
مانند مرگ
از شكنجهي من
در ذهن آنها رويا بسازند
باد دیوانه ما را از هم جدا کرد؟
چنان که با خود برده بود پیش از این
شکوفههای بسیاری را از درخت؟
دیدی میان آن همه شاخه
آن همه سنگ
آن همه پُل
چاه خانهی دیگر من شد؟
چشمهایت را ببند
و فراموشم کن
هیچ درختی
ریشههای زخمیاش را نمیشناسد!
چشمهایت را ببند
تا خالق مرزي جديد باشي
مرزها ميتوانند
مانند مرگ
از شكنجهي من
در ذهن آنها رويا بسازند
- ۱۷۶
- ۱۹ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط