آغوش تو

آغوش تو

چقدر می آید

به قامتم

در آن به قدر

پیرهن خویش

راحتم.......
دیدگاه ها (۱)

تو نیستی ،اما من برایت چای می ریزم!دیروز هم نبودیکه برایت بل...

.دفتر دلتنگیم رادر حصار بیکسی ها میگشایمبر نهادش عاشقانه از ...

از امشب ...شعرهایم رابه حراج خواهم گذاشت به چه درد میخورد؟؟ش...

...چـون خیـال تو درآید به دلم رقـص کنانچه خیـالات دگر مست در...

«کاش روزگار، مثل یک کتاب بود که می‌توانستیم صفحاتِ تلخش را پ...

پرسیدند چقدر دوستش داشتی. گفتم آن‌قدر که وقتی کنارم بود، چشم...

السلام علی المهدی عجل الله

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط