در دنیا ...

در دنیا ...
کمتر چیزی ...
به زیبایی هم آغوشی است ...
در عشق ...
و این وحشتی ...
که از آن در ما راه داده‌اند ..
بند کثیفی است ...
که انسان به دست و پای خود بسته است....
انسان در هیچ موردی ...
به اندازه ی عشق ...
شایسته ی برخورداری نیست....
و در هیچ موردی ...
به این اندازه خود را محروم نکرده است.
#شاهرخ_مسکوب
دیدگاه ها (۱)

من وجود دارم... من هستم، ...من اینجا هستم،...من در حال شدن ه...

مهم نیست ...که شانه‌هایت تجسم است...و آغوشت خیال... همه‌ی یا...

حتی اگر هرگز....بار دیگر تو را نبینم...احتیاج دارم بدانم...ج...

در سرنوشتت زنی می‌بینم...با چشمانی سحرانگیز...دهانی از انگور...

ترس نباشه که شجاعت معنی نداره

خسته‌ام، حوصله شعر و غزل در من نیستبسته بر میخ جفایم، رمقی د...

𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆الیس اروم از دست اون مرد فرار کرد داخل یه مغازه ی اکس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط