خستهام حوصله شعر و غزل در من نیست
خستهام، حوصله شعر و غزل در من نیست
بسته بر میخ جفایم، رمقی در تن نیست
به که گویم غم غربت که دلم میترکد
بسکه یک محرم اسرار در این برزن نیست
سینهام کنده قصّاب، پر از زخم تبر
در دلم شور و نشاطی سر یک سوزن نیست
یوسف از دست زلیخا به خدا برد پناه
شاهد وسوسه جز پاره پیراهن نیست
آه دل پرده افلاک درید اما حیف
پیش تو حجم غم اندازه یک ارزن نیست
دردم آن قدر بزرگ است، خودم میدانم
روزگاریست که دل در پی خندیدن نیست
خانه بیپنجره عشق نفسگیر شده
چلچراغ دل صد پاره من روشن نیست
حرمت عشق بزرگ است به نامت سوگند
که در آیین من اندیشه دل کندن نیست
ای که مانند من از سایه خود میترسی
دل من خانه عشق است، گل و آهن نیست!🦋🦋
دلتنگتم
#saharshehim💖
بسته بر میخ جفایم، رمقی در تن نیست
به که گویم غم غربت که دلم میترکد
بسکه یک محرم اسرار در این برزن نیست
سینهام کنده قصّاب، پر از زخم تبر
در دلم شور و نشاطی سر یک سوزن نیست
یوسف از دست زلیخا به خدا برد پناه
شاهد وسوسه جز پاره پیراهن نیست
آه دل پرده افلاک درید اما حیف
پیش تو حجم غم اندازه یک ارزن نیست
دردم آن قدر بزرگ است، خودم میدانم
روزگاریست که دل در پی خندیدن نیست
خانه بیپنجره عشق نفسگیر شده
چلچراغ دل صد پاره من روشن نیست
حرمت عشق بزرگ است به نامت سوگند
که در آیین من اندیشه دل کندن نیست
ای که مانند من از سایه خود میترسی
دل من خانه عشق است، گل و آهن نیست!🦋🦋
دلتنگتم
#saharshehim💖
- ۲.۱k
- ۲۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط