... کاش چون پاییز بودم...

... کاش چون پاییز بودم...
کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم.
برگ های آرزوهایم یکایک زرد میشد،
آفتاب دیدگانم سرد میشد...
ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ می زد،
اشک هایم همچو باران،
دامنم را رنگ می زد...
***delaram***
دیدگاه ها (۵)

پارت: 19 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*هیچی نگفت. فقط نگاهم می‌کر...

برده عمارت جئون

مرد بی رحم

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۲۴

پارت ۱ ویو ا.ت توی آینه ی قدی سالن نگاهی به تتوی روی قسمتی ا...

#تک‌پارتی تک‌پارتی‌جیهوپوقتی‌مافیا‌بودو... باران به شدت به ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط