میان گذشته و حال جا مانده ام, همچون خلعی بی ثبات

میان گذشته و حال جا مانده ام, همچون خلعی بی ثبات
وباز هم تو نیستی, مانند تمام نبودن های برف در بهار
بی حس شده ام از این همه کاش ها و نباید ها
زمان, ای حلال مشکلات, ای تونل فراموشی ها ….
کمی هم مرا دریاب!!!

n. ir
دیدگاه ها (۴)

.

.

همین الان یهویی…بفرما میوه ^.^

:l

افسانه ی خون و گل قسمت ۳۹: در آستانه‌ی خلاءقلعه با صدایی مه...

²² : ²²..نمی‌دانم چطور بگویَم.تو برای من هیچ نیستی، و در عین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط