به من می گفت :

به من می گفت :
چشم های تو مرا به این روز انداخته ...
این نگاه تو کارِ مرا به اینجا کشانده ...
تاب و تحملِ نگاه های تو را نداشتم ...
نمی دیدی که چشم بر زمین می دوختم ؟
به او گفتم :
به چشم های من دقیق تر نگاه کن ....
" جز تو " ...
هیچ چیز در آن نیست ....
دیدگاه ها (۱)

من و تو ....کاشفِ تمام خیابان ها و کوچه های خلوت و دنجِ این ...

گناهانم را دوست دارم !!بیشتر از تمام کارهای خوبی که کرده ام ...

همه چیز از هیچ شروع شد ...من به هیچ شعری ایمان نداشتم ...تو ...

من پُر از حسِ خوشایندِ توام ....ای تو تعبیرِ من از خوب ترین ...

شهید جواد پرویزی محل شهادت : شیراز چرا صورت پر نورت را برایم...

دیدی دلم جام باده‌ست، اما لبی تر نکردیصدها غزل گفتم از تو، ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط