دیروز داشتم قلبمو خونه تکونی میکردم، بیشتر چیزا رو تغییر

دیروز داشتم قلبمو خونه تکونی میکردم، بیشتر چیزا رو تغییر دادم، خیلی چیزا رو هم ریختم دور. به اسم تو که رسیدم، دیدم هنوزم تازه و نوئه، مثل روز اولش
(M)
دیدگاه ها (۱)

𝒩𝗂𝗀︎𝗁︎꯭𝗍 𝗌̴𝗍𝖺ᩛ𝒻𝗌ꨲ    :: ‌ ‌ ‌ ‌‌‌         ...

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

My nurse

بیشتر گل و گیاه بلدم تا چیزای دیگه

پارت ۱ ( آسانسور عشق ) ات ویو ی روز خیلی خسته کننده رو تمام ...

ستاره دنباله دار پارت:۳۱

پارت ۶که یهو داشتم میخوردم زمین که دیدم شوگا اومد و با جادوی...

پارت ۳ سرکلاس اصلا حواسم به درس نبود همش به اون خوابا فکر می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط