به رضاگفتم

به رضاگفتم
چراوقت خواب دستتو روی سینه ت میذاری؟
#خندید وگفت:
به آقام #اباعبدالله_علیه_السلام سلام میدم
تاخوابم ببره
#پیکرش روهم که آوردن دست به
سینه #شهید شده بود!😓

#شهیدرضاپورخسروانی🌹
دیدگاه ها (۷۴)

کپشن مهمههه گل گلیاا🎀🐥عروسک من😈🔞پارت بیستچسبیدم بهش و ترسیده...

رمان پرده های خونی توضیحات :نقش ها:کوک، تهیونگ، ا. ت، رزا، ی...

پارت دوم | «اون کی بود؟»ا/ت بعد از کلاس از ساختمان دانشگاه ب...

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟺 | یک قدم نزدیک‌ترروز بعد، ساعت چهار عصر.ا/ت جلو...

پارت آخر

فیک جونگکوک خواب های واقعی

فیک تهیونگ

پارت بیست‌وهفتم |در آسمانچند دقیقه بعد، مهماندارها شروع به آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط