Vampire and witch

Vampire and witch
*این فیک یک فیک ماورایی هستش*
Part 1
کوک: سلام خدمت شما دانشجو های عزیز از امروز به بعد من استاد شما هستم....
*: چه خوشتیپه
&؛ تا الان مخ دخترا رو زده😂
@: واایی کاشکی تا آخر فارغ و التحصیل پیشمون بمونه
ا/ت: واقعا خوشتیپه ( یوری نمیدونه من جادوگرم)
یوری: خیلی
کوک:..خب همتون یه ورقه بردارید ببینم از سال های دبیرستان چه چیز هایی یادتون مونده..
بچها: سروصدا*
کوک: سااااکت..گفتم که میخوام ببینم درچه سطحی هستید (داد)
خونه
ب/ت: دختره ی هرزه باز اومدی..برو تو و خونه رو جمع و جور کن..زودباش ( داد)
ا/ت: اما... ( با سوزش سمت چپ صورتم به خودم اومدم* ( حتی بابامم نمیدونه من جادوگرم)..( بابام مافیاس) منو باش به فکر جانشین شدنت ام..برای تو همون کلفتی خوبه ( رفت)
ا/ت: ( یوری زنگ زد) جانم؟
یوری: بابات رفت؟ ( میدونم باباش مافیاس)
ا/ت: آره
یوری: ببین یه اطلاعاتی از بابات پیدا کردم..مطمعنی میخوای بهت بگم
ا/ت: بگو
یوری: بابات...بابات مامانت رو کشته
ا/ت: تلفن از دستم افتاد و نمیدونم چم شد غش کردم
یوری: ا/تت...ا/تتتتتت ( قطع شد) کی بود قطع کرد؟
***
...: آروم زدن به صورتش*.. هی حالت خوبه؟
ا/ت:تو..کی.‌هستی ( ضعیف)
کوک: جونگ کوکم
ا/ت: کی؟
کوک: استادت
ا/ت: چشمامو باز کردم..یهو بلند شدم*..چچ..چطوری؟
کوک: خون آشامم
ا/ت: اووو واقعا..چه عالی
کوک: دندون های نیشم رو نمایان کردم*
ا/ت:😳
کوک: بگذریم..کی بهت سیلی زده؟
ا/ت: دستمو رو گونه ام گذاشتم*..امم هیچکی
کوک: یعنی خودت به خودت سیلی زدی؟
ا/ت: شاید..اصلا چرا دارم با تو حرف میزنم؟
کوک: چند سالته؟
ا/ت: ۲۰...خودت؟
کوک:
کوک: بیست و هشت..چشمام قرمز شد و برگشت به حالت عادی*.. دروغ میگی..تو هم بیست و هشت سالته
ا/ت😲..از کجا فهمیدی؟
کوک: خاصیتمه..بدجوری تشنم شد و ناخودآگاه و بهش حمله کردم که محکم پرت شدم اون ور
ا/ت: از من دور شو ( بغض وعصبانی) من جادوگرم
کوک: تو..تو جادوگری؟..آخخ
ا/ت: اهوم اگه دفعه بعدی خودتو کنترل نکنی قول نمیدم سالم باشی ( بغض)
کوک: باشه باشه آروم باش..فقط اینکه..خب چرا میزاری بابات بزنتت..خودم دیدم!
ا/ت: بابام مافیاس..راستش نمیدونم
کوک: الان خوبی؟
ا/ت: آره مرسی
کوک: بعدا میبینمت
ا/ت: باشه خداحافظ.
دیدگاه ها (۱)

پارت هشتسوهو: چ...چیکوک:شو..شوخی کردم باباسوهو رفت کوک هم رف...

تکپارتی جونگ کوک

(دلداده) م.ت: باشه تو بچه نیستی (خنده) جین:(خنده)ا/ت: چرا می...

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

ا/ت : خستم کردی دیگه تحملت ندارم همش میگی اجازه نداری خانواد...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط