خیلی دلم گرفته

خیلی دلم گرفته
یه گوشه پدرم بیمارستان یه گوشه خودم وتنهایی و دعا کردن کاری ازم بر نمیاد جز دعا کردن خدایا تو مریض ها رو شفا بده
پدرم رو تو شفا بده ای خدا
یا مَنْ اِسْمُهُ دَوآءٌ وَ ذِکْرُهُ شِفآءٌ یا مَنْ یَجْعَلُ الشِّفاءَ فیما یَشاءُ مِنَ الاَْشْیاءِ
دیدگاه ها (۲)

پدر یکی از مریضامون که بچه اش تو کماست امروز برا کل بیمارستا...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.5 (روایت از زبان ا...

پارت ۶

the first lie

با دوستم حرف می‌زدم پشت تلفن؛ وسط خنده و مسخره‌کردن یه نفر ب...

پارت یک هانا و یونگی نقش اصلی داستان ویو هانا من یه دختر بدب...

سلام بچه ها خوبین امیدوارم که هیچ وقت طعم مریضی رو نچشید بچه...

پارت ۳۷

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط