تو که پیشم هستی

تو که پیشم هستی
همه چیز تند تر میشود ...
ضربان قلبم تندتر می زند ...
عقربه های ساعت تندتر می دوند ...
از کسی شنیده ام
... درون ساعت که آب برود
از کار می افتد
یا دست کم عقربه هایش آرام تر حرکت میکنند!
امروز ساعتم را شسته ام !
و پهن کرده ام روی بند !
اینبار که بیایی
هرگز زمان رفتنت نمی رسد
دیدگاه ها (۸)

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

پارت سوم..... :)

(#قرمز_ممنوع ❤️#part⁴﴿ویو ات﴾لیا دستم را محکم گرفته بود و تق...

سایه‌های ابدی: پیمان خون و قلعه‌ی فراموش‌شدهفصل دوم: رقص با ...

تکاپو پارت 110:تقصیر توئه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍اما هنوز چند قدم بیشتر بر...

سایه ای در راهرو های نقره ای

حقیقت پنهان پارت ۵نامجون اولین کسی بود که قدم برداشت و به سم...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

فصل سوم: پژواکِ رازی که در سکوت دفن شدصدای ممتد دستگاه ضربان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط