یک غزل در همه ی شهر، مکرر رقصید

یک غزل در همه ی شهر، مکرر رقصید

مرگ بر حادثه ی غم زده یکسر رقصید

شاعری با تپش قلب تو طبعش گل کرد 

بی خبر بود ز مرگ خود و بی سر رقصید
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

بی تو من زنده نمانم...بی تو طوفان زده ی دشت جنونمصید افتاده ...

امشب از آبیِ چشمت، غزلی خواهم گفت چشم‌ تو، ناب‌ترین سوژه‌ی ص...

عاشقانه های شبنم

شهر آشنایی🌹❤️به اميد آن روز كه دوستى ومهر آنقدر فراگير شود ك...

زیبا تر از خیال تو پیدا نمی شودحتی غزل بدون تو زیبا نمی شودش...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

سپیده که سر بزند #آفتاب سفره اش را پهن می کند و قدم های کوچه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط