جانـم زِ فـراق ...

جانـم زِ فـراق ...

رنجِ بسیار ڪشید ...

با رفتنِ تو ...

همیشہ آزار ڪشید ...

ما همسفـرِ ...

راهِ درازے بودیم ...

بینِ من و تو ...

زمـانہ دیوار کـشید...
دیدگاه ها (۱)

﷽#مولاجان🥀خزان ز راه می‌رسد، جوانه پیر می‌شودنَفَس چه زود می...

آرزویی که بنا نیست محقّق بشودمیتواند که همان حسرتِ مطلق بشود...

پارت ۳۳ روز بعد_ساعت۹ و ۳۸ دقیقه شب_جونگکوک:۳ روز از اشنایی ...

چرا وزیر وکیل دکتر مهندس رئیس و مدیر شدن اما آدم نشدن

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

#in_your_eyespart_83 ویو کایلا شب خیلی آروم گذشته بود...بعد ...

رقص مرگ و عشقp¹¹هنوز بخارِ آب تویِ حمام بود. جونگکوک یه حوله...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط