فصل سوم( شب دردناک )

فصل سوم( شب دردناک )
پارت ۲۳۴


دختره با شنیدن صدا آشنا سرش را بلند کرد با هق هق های آرومی که میکرد میجی به آرومی میتونست اون صدا رو بشنوه
میجی شوکه سمتش رفت
ات زود ملافه رو دوره سینه های زخمی اش پیچاند و بغض بیشتر شکست و گریه هایش شروع شد میجی حال روبه روش نشست
میجی : کیم ات کی .... هم چین کا...ری.... باهات .... کر..ده
دختره گریه هایش زیاد شد و موهایش را چنگی زد ..
میجی : ن..نگو... که ج..ج..جیمین
دختره سری تکون داد و باز هم اشک هایش بی‌صدا خطور میکردن جیمین بدی خیلی زیادی در هق این دختر کرده بو که خودشم نمی‌دانست
میجی زود دختره رو در آغوشش گرفت و همراهش به گریه فروع رفتن حالت این دختر بی‌زبان اینقدر بد بود که هر بشری رو حالت اش گریه میکرد میجی زود دختره رو از تو آغوشش بیرون کشید و شانه هایش را گرفت
میجی: خوب گوش بده چی میگیم ات .... ببین شما دوتا دیشب حرفش‌را نگفت بغض را قورت داد و باز هم در آن چشم ای که فقد اشک ازش میرفتن بیرون خیره شد ...
میجی : شما .‌ یعنی جیمین کاری باهات کرد که دختر بودت رو ازت بگیره
دختره حال که آب دماغش را بالا کشید و گیچ نگاه کرد ( این چه سوالی می‌پرسی میجی خوب معلومه که نمی‌فهمه ) خودش را فوش ای نسار کرد و به تخت نگاهی کرد باز هم سری تکون داد
( میبینی میجی نمیخواد ازش بپرسی همه جی واضحه )
میجی : ج..جیمی .. ن گذاشت ؟
جیمین: چرا بی‌اجازه میای جایی که فضول ها رو نمیخوام
میجی با صدا جیمین سمتش نگاه کرد عصبی از‌ رو تخت بلند شد
میجی. : جیمین تو .. یه عوضی بیشتر نیستی... چرا بایه دخت ۱۶ سال همچین کاری کردی
جیمین با عصبانیت قدمی بهش نزدیک شد و با داد و عصبانیت گفت
جیمین: ببین میجی بخدا اگه دستم بهت برسه میکشمت
میجی : تو متوجه نمیشی چرا .. جیمین تو .. آخه تو همچین آدمی نب....
جیمین: خفشو .... با صدا بلند داد زد تا حدی که آن دختری که محکم به ت*جاوز شده تو جاش لرزیده به آن دو نفر خیره بود
جیمین: میجی گمشو برو بیرون تا کار دست خودت ندادم
میجی.: میخواهی بیرونم کنی آره تا بازم همون شب دردناک روش بیاری آره
دیدگاه ها (۵)

فصل سوم ( شب دردناک ) پارت ۲۳۵جیمین باز میجی را محکم گرفت و ...

فصل سوم( شب دردناک )پارت ۲۳۶با همان مو های خیس دل شکسته بغض ...

فصل سوم ( شب دردناک )پارت ۲۳۳می‌افتادن بر اسر ضربه های ر*ابط...

فصل سوم( شب دردناک )پارت ۲۳۲با داد حرفش را گفت و خواست دختره...

{ددی فاکر}

dark love

part: 3 ویو ات:گوشیمو برداشتم دیدم تهیونگ داره زنگ میزنه سعی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط