فیک پارت ۱

فیک پارت ۱
شخصیت ها کوک ات لینا دوست ات و بقیه اعضا
ات خیلی خسته بود ته رفت دنبال ات آخه روز تولد ات بود و خودت نمی دونست رفتم خونه
ات :چرا هیشکی نیست
ته :نمیدونم
ات :بزار زنگ بزنم به کوک
ته :نه نمیخواد الان سرو کلش پیدا میشه
ات :باشه
ات :بزار حداقل برق اه را روشن کنم
ته :باشه
ات برق ها را روشن کرد که ناگهان
بقیه اش برای پارت بعدی
دیدگاه ها (۰)

ات برق ها را روشن کرد که ناگهان کوک تولدت مبارک ات ات وای یا...

ات لباسش را در اورد کوک زیر لب گفت وقتش هست کوک شروع به دیوا...

هیترا بزن بیرون فروا فیک میزارم

پارت آخر وایسا ببینم ته وایسا مادرت را عضیت نکن بابا من خوا...

پارت دوازدهجیمین: بشین زود میاملینا: باشهجیمین رفت یه چیزی ب...

(پارت 18)you are mineالیزابت: ممنون کوک: خواهش الیزابت: چرا ...

𝓹𝓪𝓻𝓽 29ات سوار ماشین شد و رفت ات ویوچقد این پسرا چندشن ایشش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط