ماه برای مویه های من است

ماه برای مویه های من است
که این همه بی طاقت می تابد.
من دیری ست که دست دنیا را خوانده ام
اما هیچ ردپایی از تو اینجا نیست
نه راه ، نه کوچه، نه کوه، نه کلمات
پس منزل ات کجاست؟
من باز هم به همین بادیه باز خواهم گشت
ایوب را من از مراثی خود تحمل و ترانه آموخته ام
من فقط برای با تو بودن روزی ست، که نمرده ام هنوز.
دیدگاه ها (۱۰)

ماههاســـــــــت روزی بدونِ یادِ تـــو نه آمده وَ نه رفته ا...

حکایت من ؛ حکایت کسی است که عاشق دریا بود ، اما قایق نداشت ...

ســـــــــــــــــلام دوستان و کاربران عزیز.... الان چندروز...

هیچ ورزشی برای ”قلب” مفید تر از خم شدن و گرفتن دست ”افتادگا...

دیر است ،گالیادر گوش من فسانه دلدادگی مخوان!دیگر ز من ترانهٔ...

ملامتم میکنی میدانم ولی انکه درد عشق و جنونش را تجربه کرده م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط