خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا؟

خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا؟
گذری کن که ز غم راه گذر نیست مرا

گر سرم در سر سودات روند، نیست عجب
سرسودای تو دارم غمِ سر، نیست مرا

بی‌رخت اشک همی بارم و گل می‌کارم
غیر از این کار کنون کار دگر نیست مرا

#امیر_خسرو_دهلوی

🍃 🌺 🍃
دیدگاه ها (۶)

خبـرت هست که از خویش خبر نیست مرا ؟گــذری کن که ز غـم راهگـذ...

بی تو من زنده نمانم...بی تو طوفان زده ی دشت جنونمصید افتاده ...

⁰¹ : ⁰¹..فریاد ها سر دادم در کویر احساساتت، تو اما گویی کر ش...

محمد زکریا طبیب رازی راکه فیلسوف عجم بود و اوستاد عرببه فن ف...

خبرت هست؟ که از خویش خبر نیست مراگذری کن که زغم راه گذر نیست...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راه گذر نیست...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا؟گذری کن که زغم راه گذر نیست...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا؟گذری کن که ز غم راه گذر نیس...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مرا؟گذری کن که ز غم راه گذر نیس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط