خواب دیدم ما را ،

خواب دیدم ما را ،
بُریدند و به کارخانه‌ی چوب بری بردند !
آن که عاشق بود پنجره شد ،
آن که بی رحم، چوبه‌ی دار ،
از من اما دری ساختند برای گذشتن ...!
دیدگاه ها (۴)

زن به اندازه ی تمام ظرافت های زنانه اش قدرتمند است،فقط کافیس...

زندگی میتواند فوق العاده باشد،اگر دیگران مارا به حال خودمان ...

😀 😀

بعضی از آدم ها گویی فقط از شنیدن دروغ بیزارند،ولی با گفتنش م...

عاشقی جرم قشنگیست گرفتارم کرد خواب بودم که شبی عشق تو بیدارم...

من عاشقِ شب هستم، نه برای سیاهی‌اش، بلکه برای آن سکوتِ نابی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط