جانا چه میشود که به عهدت وفا کنی

جانا چه میشود که به عهدت وفا کنی
با چشم خویش چاره بر این فتنه ها کنی
چشم امید بسته دلم بر دو چشم تو
شاید عنایتی تو بر این مبتلا کنی
میبوسمش صدای تو را من هزار بار
یکبار اگر تو اسم مرا هم صدا کنی
در پیچ زلف توست دلم تا ابد اسیر
با شانه ای مباد دلم را رها کنی
صد عاشقانه نذر دو چشمت نموده ام
پلکی بزن که نذر مرا هم ادا کنی. #عاشقانه
دیدگاه ها (۳۳)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❾زندگی برای اینکه یکباردوستت داشته باشم خیلی کوت...

.در پیچ زلف توست دلم تا ابد اسیربا شانه ای مباد دلم را رها ک...

مرا به حال خود چرا رها نمی‌کنی به وعده‌ای که داده‌ای وفا نمی...

شکسته ای دل مرا ...رعایتی نمی کنی...!چه شد که از مریض خود عی...

چرا بدون من چنین تو بی بهانه می روی؟به پیش چشمِ عاشقم به بیک...

تو مکه عشقی و من عاشق رو به قبلتممن اولین قربونی عیدای فطر ک...

دل دیوانه که خود را به سر زلف تو بستستکس بر او دست نیابد که ...

قسم به این دل ویران دلم هوای تو داردبه این دو دیده گریان دلم...

چون قصهٔ زلف تو دراز است چگویمچون شیوهٔ چشمت همه ناز است چگو...

دوشینه پوشیدم پیراهنی از یاس از بهر تو آرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط