رفتم که بفهمی قفست هم عددی نیست

رفتم که بفهمی قفست هم عددی نیست
پرواز نکردن، سببش نابلدی نیست
من ساحل دلمرده ، تو دریای خروشان
درچشم تو این فاصله ها چیز بدی نیست
هرشب به تو تابیدمو احساس نکردی
افسوس ک دریای دلت ،جزرومدی نیست
سیلی خور امواج،ولی ترس نبودت
میگفت که طوفان صدایش ابدی نیست
هرچند که بیزارم از این عشق و تصاحب
این نفرت از آن سیلیه آخر ک زدی نیست.
رفتم ک بفهمی اگر این ترس نباشد
دل کندن و دل سنگ شدن کار بدی نیست
دیدگاه ها (۲)

رمان عشق ممنوع

پارت: 8 (بخش2) صدها هزار نفر آدم پولدارتر و وصل‌تر از ما دار...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت بیست‌ویکم: خلع‌سلاحِ...

ددی خشن من

فاصله یک لبخند تا جنون

رفتم که بفهمي قفست هم عددي نيستپرواز نکردن، سببش نابلدي نيست...

رفتم که بفهمی #قفست هم عددی نیستپرواز نکردن، سببش #نابلدی ...

....رفتم که بفهمی قفست هم عددی نیستپرواز نکردن، سببش نابلدی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط