آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست

آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست

دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست

سر بسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گریه های عقده گشا در گلو شکست

ای داد ، کس به داغ دل باغ دل نداد
ای وای ، های های عزا در گلو شکست

آن روزهای خوب که دیدیم ، خواب بود
خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست

«بادا»مباد گشت و «مبادا» به باد رفت
«آیا»زیاد رفت و «چرا » در گلو شکست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست

تا آمدم که با تو خدا حافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا... در گلو شکست


دیدگاه ها (۱۲)

دلم تنگ است از این دنیا چرایش را نمیدانم من این شعر غم افزا ...

با تو گویم سهراب.... ...

سلام دوستان مهربانم صبح بخیر. ﻳﻚ ﺑﺎﻍ ﺳﻼﻡ ... ﻳﻚ ﺳﺒﺪ ﻣﺤﺒﺖ ......

دمی انصاف کن جانا، تو غوغا کرده ای یا من؟تو خود را بهر این ه...

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

انسان بودن، فقط یک زیستنِ ساده در بستر زمان نیست؛ یک سفر مست...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ◇◇ ◇از سوز و ساز و حسرت و از داغ دل پُ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط