شست باران

شست باران
همه‌ی کوچه خیابان‌ها را
پس چرا مانده غمت بر دل بارانی من ...؟!
دیدگاه ها (۱)

عصر بارانی و دل در حسرتِ دیدار توستکوچه‌ها خاموش و چشمم خیره...

شیشه پنجره را باران شستاز دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد ش...

هروقت تو کوچه یه مرد با بارانی دیدی اون مأمور مخفی

در انتهای این کوچهٔ بارانیکه نفس های خستهٔ شهرپشت پنجره های ...

غمت در نهانخانه دل نشیند...

.

وقتی که رسید بوی باران می دادبوی نم کوچه و خیابان می دادپایی...

ما مانده‌ایم در خم این کوچه‌های تنگما را بیا از این همه دلوا...

باران

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط