دریا را نمی‌شد

دریا را نمی‌شد
تانکر تانکر به شهر آورد
همین طور شهر را نمی‌شد
کامیون کامیون به ساحل برد
عمر مردی که
دریا و شهر را
یکسان دوست داشت
در جاده گذشت.

#رسول_یونان
دیدگاه ها (۱)

پروردگارابه خواب عزیزانم آرامشبه بیداریشان آسایشبه زندگیشان ...

نمی دانم کجای خواب جا مانده امکه هنوزدیوانه ی تاریکی شب هستم...

#بریده_کتاب...اغلب مردم تعریف و تمجیدها را ظرف چنددقیقه فرام...

#دیالوگ_فیلم_امشب...ﻣـﻦ ﮐـﺴـﯽ ﺍﻡ ﮐـﻪ ﻫـﻢ ﺍﺯ ﺯﻧـﺪﮔـﯽ ﻓـﺮﺍﺭ ﻣـ...

اسم رمان: سایه ای که پدرم بودمعرفی: همه می‌گفتند او مردی سرد...

«بی خواب»غزل نمی‌چکد از چشم‌های بی‌خوابمکنار پنجره خشکیده قل...

اواز من در دریاست دریا اغاز دنیاست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط