مجنون اگر شکست، لیلی بهانه بود

مجنون اگر شکست، لیلی بهانه بود
دنیا از اولش، دیوانه خانه بود

این ها بهانه اند، تا با تو سر کنم
تا با تو از جهان، صرف نظر کنم

با من قدم بزن ، چله نشین عشق
فرمانروای قلب، در سرزمین عشق

این مرد را که باز، در تلخیِ غم است
مهمان به قند کن ، چای ات اگر دم است

در برف چایِ داغ، دنیای ما دو تاست
فنجانِ چایِ بعد، اغازِ ماجراست...


الی
دیدگاه ها (۱۴)

تو دانشگاه یه خانوم دکتر استادمون بود یه داستانی برامون تعری...

زنی به مشاور خانواده گفت:من و همسرم زندگی کم نظیری داریم ؛هم...

دلم گرفته دوباره برای بعضی هانمی رود ز سر من هوای بعضی هابه ...

یک عمر پریدم به هوایی که ندارمبیهوده زدم بال به جایی که ندار...

همان شب، اتاق ا.تا.ت روی تخت نشسته بود. کتابی توی دستش بود، ...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط