ا.ت ویو

ا.ت ویو
با صدای گوشیم از خواب بلند شدم رفتم دستشویی کارای مربوط و انجام دادم اومدم بیرون حال صبحونه خوردن نداشتم فرم مدرسه رو پوشیدم و رفتم مدرسه پوفف باز باید این رو مخرا تحمل کنم
جیمن: به به پسرا ببینین کی اینجاست کیم ا.ت
ا.ت: بهتره دهنتو ببندی پارک جیمین حوصله تو یکی رو ندارم
تهیونگ: باز که داری پرو میشی
جیمین: خودم ادبش میکنم
ا.ت: کاری نکنین بیام خون به پا کنما
جیمین : آخه تو به این کوچیکی میتونی همچین کاری انجام بدی جوجه
ا.ت: جوجه عمته
تهیونگ: هوی حواست به حرف زدنت باشه ها
ا.ت: نباشه میخوای چه گوهی بخوری ها
جیمین: کاری نکن که آخرش پشیمون شی
ا.ت: برو بابا
تهیونگ:با توام همینجا میزنم میکشمت ها
ا.ت: منم همین جا دو تیکت میکنم

این بحث ادامه داشت تا وقتی که معلم اومد و شروع کرد به زر زدن که زنگ تفریح خورد دوباره باید دعوا کنم با این شلغم ها
تهیونگ: جیمین بیا بریم ادبش کنیم
جیمین: موافقم
تهیونگ: هویییی دختره بیا اینجا تا نشونت بدم با کی طرفی
ا.ت: هویییی پسره من از شما دوتا شلغم نمی‌ترسم
جیمین: یه ترسی بهت نشون بدم که تا آخر امر لال شی
ا.ت: وایی وایی ترسیدم بیا برو تو کوچه
دیدگاه ها (۱)

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

همسر غیره منتظره

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

تک پارتی✨میکاپ‌آرتیست مخصوص آقای پارک... پشت صحنه‌ی سالن کنس...

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

My Boy❄

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 4 | چیزی که نمی‌توانست پنهانش کندصبح دوشنبه، دانش...

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط