گفته بود اولینَ‌ش "من" هستم!

گفته بود اولینَ‌ش "من" هستم!
باورش کردم
افتخار هم میکردم
اولینِ کسی بودن،
آخ که عجب لذتی دارد!
آهنگ گوش میکردیم، بغض میکرد...
کافه میرفتیم، بغض میکرد...
قدم میزدیم، بغض میکرد...
حتی لحظه ای هم که بوسیدمش، بغض کرد...
یک جای کار میلنگید!
"من شبیهِ اولین ها نبودم..."

#sonia
#💔
دیدگاه ها (۳)

فصل دوم _ آمادگی برای ماموریت

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣29🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)_ بیا کفشات رو نگه داش...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸⁹اما هر بار چشمم به جای خالی رولزرویس ...

You are mine...¹[ویو نیلا]با عجله کفش هامو پوشیدم و از مامان...

پارت ۵ ویو ا.ت نامجون : چرا بهم دروغ گفتی ؟چیزی نگفتم فقط سر...

سایه ای در راهرو های نقره ای

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

Theft on the Wedding Contract Night PART: ONE امروز یکی از ب...

پارت ۳ ویو ا.ت یونگی چند لحظه چشماش رو بست و نفس عمیقی کشید ...

دو پارتی وقتی رفته بودی والیبال و ......‌....پارت ۱سلام من ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط