پارت
پارت ۱۵:
تست وفاداری
کازوتورا سر تکون داد : اره برای سنجش میزان وفاداری باجی به والهالاست ... میدونی بیرون اومدن از تومان و اومدن داخل والهالا مثل عضو کردن دینه
تاکه میچی برگشت و به باجی نگاه کرد توی نگاهش حتی ذره ای هم عذاب وجدان نبود
کازوتورا : اون پسری که باجی داره کتکش میزنه معاون کاپیتان دسته دوم تومانه ...
تاکه : معاون کاپیتان دسته دوم! اون که از دسته خود باجیه ( یاد اوری میکنم توی این سناریو کاپیتان دسته اول سوزومست )
کازوتورا : تومان بزرگ ترین دشمن والهالاست برای همین ما انقدر سختگیریم ..حالا که اون عضو والهالا شده باید باور های قبلیش رو کنار بزاره
باجی دست از مشت زدن برداشت و بلند شد هنوز نفس نفس میزد و به صورت پسرک نگاه میکرد ، تاکه میچی نفسش بند اومده بود
تاکه توی ذهن : این خیلی...وحشیانست
باجی به سمت دیگه ای برگشت و رو به شخص نا مشخصی گفت: خوب...این برات کافیه ؟ حالا میزاری عضو والهالا بشم !
همه برگشت و به هانما که روی یکی از صندلی های گیم نت نشسته بود نگاه کردن
هانما گفت : ببینم کازوتورا اوردیش ؟!
کازوتورا: اره اره ...ببین این تاکه میچیه عضو جدید تومان
تاکه میچی خشکش زد یعنی اون هم قرار بود کتک بخوره ؟ برای تست وفاداری ؟
هانما از روی صندلی پایین پرید و رو به تاکه گفت : پس تو تاکه میچی هستی
تاکه تا اومد یه چیزی بگه چند نفر حولش دادن و اون پرت شد جلو و کنار باجی به سختی تعادلش رو حفظ کرد و صاف وایستاد
باجی با اخم: ببینم تو همون پسره احمقی ! اومدی اینجا که بمیری !!!
تاکه میچی با لکنت گفت : مـ....من
که صدای یک نفر توی سالن ساکت گیم نت پیچید : تا من اینجام کسی اون بچه رو نمیکشه
بیشتر عضای به سوزومه که یکم اون طرف تر وایستاده بود چشم غره رفتن به نظر میرسد باجی و کازوتورا برای اینکه صدای سوزومه تشخیص بدن نیازی نداشتن برگردن و به صورتش نگاه کنن
هانما : تو اینجا چه غلطی میکنی
سوزومه با پوزخند مرموز دستهاشو به حالت تسلیم بالا گرفت : هی هی هی هانما بداخلاق نباش ( من اگه جای هانما بودم میگفتم « چشم عباس اقا» 😂🗿)
سوزومه با بیخیالی و لبخند چشم بسته به ورودی گیم نت اشاره کرد : راستی کازوتورا یادت رفته بود به بقیه بگی منو داخل راه بدن برای همین مجبور شدم چند نفر رو کتک بزنم بی زحمت گردنش بگیر
کازوتورا به ورودی گیم نت و چند نفری که کتک خورده بودن نگاه کرد : باشه ...گردن من
سوزومه همون جای که بود چهار زانو نشست و با یه فندک مشکی که علامت والهالا سفید روش کشیده شده بود یه نخ سیگار روشن کرد و شروع کرد به کشیدن هانما تا فندک رو دید چشماش گرد شد و شروع کرد دنبال چیزی گشتن توی جیب هاش
هانما : ببینم تون فندک من نیست ؟
سوزومه با تکون سر حرفش رو تاید کرد و بعد فندک رو به سمتش انداخت و دود سیگار رو هم زمان بیرون داد و بعد به سیگار توی دستش زل زد و زمزمه وار گفت
سوزومه : هانما خسیس بازی در نیار و پول بده سیگار درست درمون بخر این چیه میکشی ؟
هانما غرغر کرد و زیر لب چیزی گفت که خیلی شبیه « به تو چه » بود
سکوت برای چند ثانیه کش اومد که سوزومه گفت
سوزومه : خوب چرا همه زل زدین به من ؟!؟ برگردین سر کار هاتون من فقط اومدم نگاه کنم
باجی به سوزومه و سیگار توی دستش چشم غره رفت و هانما با صدای بلند رو به گروهش گفت
هانما : به نظر میرسه باجی واقعاً داره از تومان بالا میره و میاد والهالا
تاکه توی ذهن: مگه تومان ...بزرگ ترین دشمن والهالا نیست ؟ پس چه جوری سوزومه اجازه داره بیاد داخل به نظر میرسه هیچ کسی هم نمیخواد بیرونش کنه
با حرف هانما پچ پچ ها بین اعضای والهالا شروع شد
ـ یعنی یکی از اعضای اصلی توامن میخواد بیاد والهالا ؟!
- ببینم این خبر بدی نیست
- نه خیلی هم خوبه !!!
هانما : اره این خبر خیلی مهمیه ولی اول باید از یه مسأله مطمئن بشیم چون....چون ممکنه اون جاسوس تومان باشه
سوزومه زیر لب چیزی در مورد حرف های احمقانه هانما گفت
هانما : برای همین من از کازوتورا خواستم تا یه شاهد برامون بیاره
همه برگشتن و به تاکه میچی نگاه کردن سوزومه گفت
سوزومه : نامردیه منو به عنوان شاهد قبول نداری
هانما پوزخند زد و گفت : تو رو خوب میشناسم سوزومه طرف کسی رو میگیری که اون لحظه برات نفع داشته باشه
سوزومه سر تکون داد : هیچ کسی منو کامل نمیشناسه تو فقط همون اندازه که باید بدونی میدونی....و این هم یکی از چیز های بود که با دونستنش مشکل نداشتم
هانما اخم کرد و سعی کرد موضوع رو عضو کنه : زود باشید شاهد رو احظار کنید
هانما با لحن سرد : تاکه میچی
تاکه با لکنت گفت: بـ....بله !
هانما : ...
∆=∆=∆=∆=∆=∆
بقیه پارت بعد (~‾▿‾)~
راستی چون سناریو طرفدار زیاد داره زود تر پارت بعدی رو میگذارم ✨
تست وفاداری
کازوتورا سر تکون داد : اره برای سنجش میزان وفاداری باجی به والهالاست ... میدونی بیرون اومدن از تومان و اومدن داخل والهالا مثل عضو کردن دینه
تاکه میچی برگشت و به باجی نگاه کرد توی نگاهش حتی ذره ای هم عذاب وجدان نبود
کازوتورا : اون پسری که باجی داره کتکش میزنه معاون کاپیتان دسته دوم تومانه ...
تاکه : معاون کاپیتان دسته دوم! اون که از دسته خود باجیه ( یاد اوری میکنم توی این سناریو کاپیتان دسته اول سوزومست )
کازوتورا : تومان بزرگ ترین دشمن والهالاست برای همین ما انقدر سختگیریم ..حالا که اون عضو والهالا شده باید باور های قبلیش رو کنار بزاره
باجی دست از مشت زدن برداشت و بلند شد هنوز نفس نفس میزد و به صورت پسرک نگاه میکرد ، تاکه میچی نفسش بند اومده بود
تاکه توی ذهن : این خیلی...وحشیانست
باجی به سمت دیگه ای برگشت و رو به شخص نا مشخصی گفت: خوب...این برات کافیه ؟ حالا میزاری عضو والهالا بشم !
همه برگشت و به هانما که روی یکی از صندلی های گیم نت نشسته بود نگاه کردن
هانما گفت : ببینم کازوتورا اوردیش ؟!
کازوتورا: اره اره ...ببین این تاکه میچیه عضو جدید تومان
تاکه میچی خشکش زد یعنی اون هم قرار بود کتک بخوره ؟ برای تست وفاداری ؟
هانما از روی صندلی پایین پرید و رو به تاکه گفت : پس تو تاکه میچی هستی
تاکه تا اومد یه چیزی بگه چند نفر حولش دادن و اون پرت شد جلو و کنار باجی به سختی تعادلش رو حفظ کرد و صاف وایستاد
باجی با اخم: ببینم تو همون پسره احمقی ! اومدی اینجا که بمیری !!!
تاکه میچی با لکنت گفت : مـ....من
که صدای یک نفر توی سالن ساکت گیم نت پیچید : تا من اینجام کسی اون بچه رو نمیکشه
بیشتر عضای به سوزومه که یکم اون طرف تر وایستاده بود چشم غره رفتن به نظر میرسد باجی و کازوتورا برای اینکه صدای سوزومه تشخیص بدن نیازی نداشتن برگردن و به صورتش نگاه کنن
هانما : تو اینجا چه غلطی میکنی
سوزومه با پوزخند مرموز دستهاشو به حالت تسلیم بالا گرفت : هی هی هی هانما بداخلاق نباش ( من اگه جای هانما بودم میگفتم « چشم عباس اقا» 😂🗿)
سوزومه با بیخیالی و لبخند چشم بسته به ورودی گیم نت اشاره کرد : راستی کازوتورا یادت رفته بود به بقیه بگی منو داخل راه بدن برای همین مجبور شدم چند نفر رو کتک بزنم بی زحمت گردنش بگیر
کازوتورا به ورودی گیم نت و چند نفری که کتک خورده بودن نگاه کرد : باشه ...گردن من
سوزومه همون جای که بود چهار زانو نشست و با یه فندک مشکی که علامت والهالا سفید روش کشیده شده بود یه نخ سیگار روشن کرد و شروع کرد به کشیدن هانما تا فندک رو دید چشماش گرد شد و شروع کرد دنبال چیزی گشتن توی جیب هاش
هانما : ببینم تون فندک من نیست ؟
سوزومه با تکون سر حرفش رو تاید کرد و بعد فندک رو به سمتش انداخت و دود سیگار رو هم زمان بیرون داد و بعد به سیگار توی دستش زل زد و زمزمه وار گفت
سوزومه : هانما خسیس بازی در نیار و پول بده سیگار درست درمون بخر این چیه میکشی ؟
هانما غرغر کرد و زیر لب چیزی گفت که خیلی شبیه « به تو چه » بود
سکوت برای چند ثانیه کش اومد که سوزومه گفت
سوزومه : خوب چرا همه زل زدین به من ؟!؟ برگردین سر کار هاتون من فقط اومدم نگاه کنم
باجی به سوزومه و سیگار توی دستش چشم غره رفت و هانما با صدای بلند رو به گروهش گفت
هانما : به نظر میرسه باجی واقعاً داره از تومان بالا میره و میاد والهالا
تاکه توی ذهن: مگه تومان ...بزرگ ترین دشمن والهالا نیست ؟ پس چه جوری سوزومه اجازه داره بیاد داخل به نظر میرسه هیچ کسی هم نمیخواد بیرونش کنه
با حرف هانما پچ پچ ها بین اعضای والهالا شروع شد
ـ یعنی یکی از اعضای اصلی توامن میخواد بیاد والهالا ؟!
- ببینم این خبر بدی نیست
- نه خیلی هم خوبه !!!
هانما : اره این خبر خیلی مهمیه ولی اول باید از یه مسأله مطمئن بشیم چون....چون ممکنه اون جاسوس تومان باشه
سوزومه زیر لب چیزی در مورد حرف های احمقانه هانما گفت
هانما : برای همین من از کازوتورا خواستم تا یه شاهد برامون بیاره
همه برگشتن و به تاکه میچی نگاه کردن سوزومه گفت
سوزومه : نامردیه منو به عنوان شاهد قبول نداری
هانما پوزخند زد و گفت : تو رو خوب میشناسم سوزومه طرف کسی رو میگیری که اون لحظه برات نفع داشته باشه
سوزومه سر تکون داد : هیچ کسی منو کامل نمیشناسه تو فقط همون اندازه که باید بدونی میدونی....و این هم یکی از چیز های بود که با دونستنش مشکل نداشتم
هانما اخم کرد و سعی کرد موضوع رو عضو کنه : زود باشید شاهد رو احظار کنید
هانما با لحن سرد : تاکه میچی
تاکه با لکنت گفت: بـ....بله !
هانما : ...
∆=∆=∆=∆=∆=∆
بقیه پارت بعد (~‾▿‾)~
راستی چون سناریو طرفدار زیاد داره زود تر پارت بعدی رو میگذارم ✨
- ۹.۴k
- ۱۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط