پارت

پارت۵:)


ات:نه با استادم نیومدم.با دوست پسرم اومدم مشکلی داری‍؟

ته:آره مشکل دارم چون تو دوست دخترمی...

ات :فعلا که این همه دختر دورت ریخته نیازی به من نداری...

کوک:فک کنم داری مزاحممون میشی انگار ات حق داشت باهات نره تو رابطه....هه....

ات:(پوزخند)

ته:که این جوریاس ات خانوم...

ات:آره...اینجوریاس

کوک:بریم بیبی؟(دستشو جلو آورد)

ات:اره بریم(دست کوکو گرفت)

ته:.....
کوک و ات داشتن میرفتن و کوک یه نگاه به ته کرد و علامت🖕🏻رو بهش نشون داد...😂😂

ته:اَههههههه من این عوضی رو میکشممممم

(جیمین هم همراه ته اومده بود چون رفیق صمیمی و همکارن (همکار مافیا منظورمه ))

جیمین:داداش تو اصلا خوب پیش نمیری

ته:منظور؟؟

جیمین:همین دیگه ببین تو اگه ات رو میخوای باید بهش علاقه نشون بدی و یا با ترفند من جلو بری.........

ته:ترفندت چیه...؟؟

جیمین:......

ته:.......


دیگه اسپویل نمیکنمم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


کوک ویو
دست اتو گرفتم و بردم سمت ماشین چون یادم اومد صبح باید بریم مدرسه بهش گفتمو رفتیم سوار ماشین شدیم

فلش بک به صبح

ویو کوک
واقعا فهمیدم از ات خوشم میاد
امروز زود بلند شدم و رفتم واسش صبحونه آماده کردم و لباساش رو اتو زدم به خودم کامل افتخار کردمم😎(نیازمند یه همچین کسیییی🛐 )

ات:سلام صبح بخیر

کوک:سلام صبح تو هم بخیر..

حوصله ندارم بقیشوو
بعدا میام ادامه میدمم




شرط هم حوصله ندارم ولی لطفا حمایت شههه

قراره بخاطر بهترین دوستم یه تکپارتی از یونگی هم با هم بزاریممممم
دیدگاه ها (۵)

دخملم فالوشه؟؟

پارت۶:))کوک: راس میگیات:اوهومنویسنده : همکلاسیای ات داشتن به...

یجوری حمایت نمیکنید که احساس میکنم گوشیم خرابه...

پارت ۷ فیک عشق مافیا و کوک میره ات رو بغل میکنه و در گوشش می...

تهیونگ: کوک میای بریم یا نهکوک اومد توی آشپزخونه و گفت: ات ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط