پارت ۳

پارت ۳


تا اینو گفتم دوسش فرار کرد که یه تیر زدم به پاش
ا/ت: بگیرش
مکس بردتش دیگه منم خسته شدم گفتم
ا/ت: پسرا بریم
جی هوپ: باش
رفتیم یه تشکر از جولیاو تهیونگ کردیم رفتیم خونه
ویو کوک
واقعا تعجب کردم که ات همچین کاری کرد
کوک :چرا اینکارو کردی
ا/ت :شما رو من غیرت دارید من روشما
خیلی خوش حال بودم نمی دونم چرا ولی خیلی برام ارزش داشت
رسیدیم خونه (راستی بابا و مامان ا/ت یه خونه دیگه دارن ولی ا/ت برای چند روزی اومد پیش پسرا )
ویو ا/ت
خیلی خسته بودم زودی لباسمو در اوردم صورتمو شستم خوابیدم
صبح
پاشدم رفتم پایین دیدم پسرا دارن سفرا می چینن سلام کردم نشستم سر میز
نامی: زود صبحونتو بخور برو دانشگاه
ا/ت: باش نامی
دیدم شوگا نیست
ا/ت :شوگا کجاست
جین: خوابه برو صداش کن
ا/ت :باش
رفتم که صداش کنم ولی گفت ۵ دقیقه
ا/ت: شوگا پا میشی یا برم یه کاری کنم
شوگا مثل جت پرید
شوگا: باش باش خواهرم آرام باش (برق زده)
ا/ت :هستم
شوگا: اوکی
شوگا صورتشو شست باهم رفتیم پایین که پسرا تعجب کردن
جین :چجوری بیدارش کردی
ا/ت:خب دیگ
یکم صبحونه خوردم رفتم آماده شدم
شوگا :بزار من ببرمت
ا/ت: نه داداش خودم میرم (ا/ت به اعضای میگه داداش یا اسم خودشونو صدا میکنه)
شوگا: باش مراقب باش
دیدگاه ها (۱۱)

پارت ۴ (سرنوشت)

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

همسر غیره منتظره

وقتی استادت بودP:1ویو ا.ت:صبح بیدار شدم دیدم بوی قهوه میاد س...

《برادره ناتنیم》(پارت ۷)ویو ا/تاون مین جو بود کهمین جو: اووو ...

سناریو بونتن پارت۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط