از کنارِ کافه گذشتم؛ همان میز کنارِ پنجره، همان نورِ مایل

از کنارِ کافه گذشتم؛ همان میز کنارِ پنجره، همان نورِ مایلِ عصر،
همان خیابان. خاطره سر جایش بود، اما دیگر مرا صدا نزد.
دیدگاه ها (۰)

رقیه خانم، چهل منزل روی خار دوید و کتک خورداما یک کلمه مطابق...

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

☀️ نامه‌ای که قرار نبود برسهقسمت اول | اولین نامهسونگمینتابس...

پارت اول | میزِ کنار پنجرهصدای زنگ کوچکی که بالای در کافه بو...

👧فیلیکس و می سان 🫅🏻

تکپارتی | جونگکوک

"𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒉𝒂𝒕 𝑹𝒂𝒊𝒏𝒚 𝑵𝒊𝒈𝒉𝒕"𝑳𝒂𝒔𝒕 𝒑𝒂𝒓𝒕چند ماه بعد، همه‌چیز عوض شد...

تک پارتی از ساتورو گوجو! ☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆#فیک_انیمه #انی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط