...

...
یک روز از رفتن تو گذشته است و
حالا تمامی شعرهایی که برایت نوشته ام
به ریش تنـــهایی ام می خندند و
ترانه های مشترک برای روح فرسوده ام
رجــــز می خوانند..
.
یک روز از رفتنت گذشـ/ـته است.. آب از سر
چشمانی که خو کرده بودند
به تماشای هر روزۀ دلبری هایت.. و
حالا خود را
وفق می دهند به دیدن آثار وحشتی
که از نبودنت در سیمای خاطرات نمایان شده است.. همان خاطراتی که
باعث و بانی شان شیطنت های تو
به وقت رهــــــــا شدن
در آغوش من بود.. و حالا
به سبب جای خالی ات، ندارند چشم دیدن مردی را
که به بی کسی تمام عیار
هم جنس کابوس نبودنت مبتلا گشته ست..
.
.
یک روز از رفتنت،
یک سال طول کشـ/ـیده ام عکست را
تا چوب لای چرخ نگاهی بگذارم که
در قحطی تو
دل خوش به قاب عکس تو کرده ست..
.
.
.
.
تو یک روز است که رفته ای.. و
من به قـــدر یکسال شور شعر را درآورده ام
دیدگاه ها (۶)

رفتی و کوهی از غم بر روی شانه‌های ما گذاشتی ❤️‍🩹🖤.چهل روز اس...

پارت ۵۶غروبِ خورشید آسمون رو به رنگِ صورتی و نارنجیِ ملایمی ...

پارت ۷۳

نمونه‌ای آشکار از فعالیت یک کانال تروریستی وابسته به جریان س...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش دوم_از عادت کردن فرار می‌کرد و به فرار کرد...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت بیست‌ویکم: خلع‌سلاحِ...

#تکپارتیچرا تنهام گذاشتی؟جیسونگمثل هر شب، دوباره رفته بود به...

#تکپارتیچرا تنهام گذاشتی؟جیسونگمثل هر شب، دوباره رفته بود به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط