من "ها" می‌کنم

من "ها" می‌کنم
پنجره‌ی تو را بخار می‌گیرد
تو روی بخار لب‌خند می‌کشی
شمعدانی‌های من می‌شکفند.
می‌بینی؟!
زمین، کوچک‌تر از آن بود که فکر می‌کردیم
دیدگاه ها (۲)

در شلوغی این شهر، میان هزار نگاه،فقط نگاه تو مرا از خودم می‌...

وقتی به تو فکر می‌کنمتازه می‌فهمم چقدر بسیارم منبه این‌همه ا...

رها🦋 دلتنگت که می شومپنجره ی دلم را باز می گذارمتا نسیم خیال...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️و روی سنگفرش خیس، رد پاهایی دیده می‌شد که ...

گاهی دلمـ بهانه‌اتـ را می‌گیرد…بهانه‌ی صدایتـ، نگاهتـ، حتی س...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

✦ اولین گناه ✦فصل هفتم: هیچ‌کس اینجا نبود---از پنجره بیرون پ...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌وچهارم: هتل---هتل.کوچک. دنج. اتاقی در ط...

چقدر زیبا چقدر تکراری ولی در عین حال چقدر کارآمد !!!که منه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط