شب در خم گیسوی تو عابر میشد

شب در خم گیسوی تو عابر میشد

با هر نفست بهار ظاهر میشد

ای فلسفه ی شگفت ، افلاطون هم

با دیدن چشمان تو عاشق میشد
دیدگاه ها (۳)

سلام حالتون چطوره !!!🫠🫠https://wisgoon.com/namotevariچه می خ...

اگر باور کنی یا نه تو را در خواب میدیدمدو چشمان قشنگت را شرا...

جاده بی راهه

تو ماه شدی تا دل دیـوانه بسوزانیمن کور شدم تا به تماشای تو ب...

زیبا تر از خیال تو پیدا نمی شودحتی غزل بدون تو زیبا نمی شودش...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط