تو تاکسی یکی از دخترای برعنداز

تو تاکسی یکی از دخترای برعنداز
داشت زر زر میکرد راننده یه پیر مرد
اهل حال بود گفت:بس کن خانم
خجالت بکش!! دختره گفت : مردا همه
آشغالن راننده زد بغل گفت از سطل
آشغال من پیاده شو
😂😂😂
دیدگاه ها (۲)

پارت یک از زبان نویسنده صدای گریه ی دختر کل عمارت رو پر کرده...

(کشتار مافیا) «پارت 1»11سال قبل گو هاجین: لطفا بهمون رحم کن ...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:13دستان پسرک یخ زد.با قدم های لرزان سمت...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_32مرد که از خانه رفت بیرون ز...

دو پارتی پارت آخر

🍷 شراب قرمزقسمت نهم: پیامرینا چند بار پیام روی گوشی جونگکوک ...

part : 52chapter : 2من و ویلی کنار هم نشستیم و سه خانم رو به...

پارت 3رمان✨ عشق مدرسه ای✨ات: خب باشه. بچه ها موافقید؟ بچه ها...

دوست دختر کوچولوی من پارت2|مرد تقریبا پیر امت جذابی از ماشی...

#ارباب‌سنگدل #پارت_31توی راه برگشت به عمارت کوک ماشین رو زد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط