روزی مجنون از میان سجاده مرد نماز گذاری عبور کرد …. مرد گ

روزی مجنون از میان سجاده مرد نماز گذاری عبور کرد …. مرد گفت هی ! مگر نمیبینی که با معشوق خود راز و نیاز میکنم؟مجنون گفت : من که عاشق لیلی هستم تو را ندیدم تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی ؟؟؟
دیدگاه ها (۱)

#سه_و_سه_دقیقه𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁰ویو لیلی ___نمیدونم چق...

پارت ۱۹ #پشت غرورتاِما هنوز کنار لیام ایستاده بود.صدای اون م...

سایه ای در راهرو های نقره ای

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :البته که دوستتان به خا...

پارت ۷ویو ات + خب جیمین چیکارم داشتی × راستش ات ........- خب...

تلاوت آیاتی از سوره مبارکه مریم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم...

پارت هفت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط