چمدانت را بستی اما
چمدانت را بستی اما
هوایت را جمع نکرده، رفتی!
هر طرف که میچرخم
سر از خاطرات تو در میآورم
چه آسان به عنکبوتها سپردی
آشیانهمان را
حالا هر بهار که تنهاییام را میتکانم
گرد و خاک تلخی به پا میکنند خاطرهها
کاش با آمدنت
برگ لحظههای مرده را
از کوچهی ساعتها
جمع میکردی...!
هوایت را جمع نکرده، رفتی!
هر طرف که میچرخم
سر از خاطرات تو در میآورم
چه آسان به عنکبوتها سپردی
آشیانهمان را
حالا هر بهار که تنهاییام را میتکانم
گرد و خاک تلخی به پا میکنند خاطرهها
کاش با آمدنت
برگ لحظههای مرده را
از کوچهی ساعتها
جمع میکردی...!
- ۲۱۶
- ۲۲ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط