#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "

#𝐏𝐀𝐑𝐓.14

شروع کرد به توضیح دادن...

-اول از همه بدون اجازه ارباب از عمارت بیرون نمیرید بعد اینکه سر ساعت برای صبحانه،ناهار شام باید سر میز باشید نمیتونید توی اتاق غذا بخورید مگه اینکه مشکلی جدی داشته باشید تا همه سر میز جمع نشدن حق شروع ندارین و تا ارباب غذاشو تموم نکرده نمیتونید بلند شید
ساعت ده شب به بعد باید توی اتاقاتون باشید دیگه هم اینکه توی اتاق مطالعه ارباب به هیچ وجه نباید برید

+خب من که نمیدونم اتاق مطالعه‌اش کدومه؟

-لطفا بلند شید دنبالم بیایین من بهتون نشون میدم همه اتاقارو

بلند شدم و پشت سرش راه افتادم از اتاق بیرون رفتیم اون ادامه داد

-اولین اتاق سمت راست اتاق مطالعه اربابه و روبروییش سمت چپ اتاق خانم بزرگه بعد از اتاق خانم بزرگ کتابخونه‌ست و اخرین اتاق سمت چپ اتاق مهمونه سمت راست بعد از اتاق مطالعه ارباب باشگاه خصوصی اربابه ولی اجازه دارید برید توش مشکلی نداره اخری هم که اتاق مهمونه همین

پوفی کشیدم این خونه چقدر مقررات داشت ولی از این خوشحال بودم که اینجا کتابخونه داشت و من عاشق کتاب بودم رو کردم به مریم و گفتم

+خب دیگه میتونی بری ممنون

چشمی گفت و رفت و من مثل خری که بهش تیتاب دادن ذوق زده رفتم توی کتابخونه..
دیدگاه ها (۲)

رایحه پنهانآخر سر آروم سر تکون داد.- عوم... باشه، ارباب.بعد ...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

.....//برده ی زیبا//......

سلاممم بریم برای پارت شش حمایت شم بآنو/جناب

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part28پسره کنارم نشست+سلام چطوریمن:خوبم +بریم...

part ³*تکون دادن سر به نشونه تایید+خوبهداشت میرفت که با حرف ...

Intertwined fate of two enemies-part 2

رایحه پنهانجونگ‌هیون نگاهی به تهیونگ انداخت.بعد دوباره رو به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط