فصل تابستان فرا رسیده و من خواب و بیداری ام معلوم نیست

فصل تابستان فرا رسیده و من خواب و بیداری ام معلوم نیست
گاه میشود زود میخوابم و گاه اصلا نمیخوابم
دست خود نیست، مغزم مشکل دار است!
اوه.. خورشید نازنین من کی طلوع کرده ای و من نفهمیده ام

ای کاش، طلوع نمیکردی تا من بتوانم در آرامش شبانه خود باشم... چند روزیست که حتی نمیتوانم پلک بزنم... آیا از چشمانم معلوم نیست که چندین سال است که از وقت خواب خود گذشته است؟...
#دلنوشته_های_من
#دلنوشته
دیدگاه ها (۰)

روزی من بال هایی داشتم بسی زیبا پرواز میکردم تا ناکجا آبادمی...

به قله ای رسیده ام که وقتی خود را در آینه نگاه میکنم از خود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط