چو خدا بود پناهت چه خطر بود ز راهت

چو خدا بود پناهت چه خطر بود ز راهت

به فلک رسد کلاهت که سر همه سرانی

چو نکو طریق باشد که خدا رفیق باشد

سفر درشت گردد چو بهشت جاودانی

مولانا
دیدگاه ها (۲)

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

از بام و در کعبه به گردون رسد آوازکامشب در رحمت به سماوات شد...

از بام و در کعبه به گردون رسد آوازکامشب در رحمت به سماوات شد...

چو خدا بود پناهت چه خطر بود ز راهتبه فلک رسد کلاهت که سر همه...

چو خدا بود پناهت چه خطر بود ز راهتبه فلک رسد کلاهت که سر همه...

چو خدا بود پناهت چه خطر بود ز راهت به فلک رسد کلاهت که سر هم...

یه جایی مولانا خیلی قشنگ میگه:«چو‌ خدا بود پناهت، چه خطر بود...

یه جایی مولانا خیلی قشنگ میگه که : « چو خدا بود پناهت ، چه خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط