در سایه ی یک نگـــاه ...

در سایه ی یک نگـــاه ...

گاهی می توان دمی آسود ...

در جاری یک صـــدا ...

گاهی می توان غرق بودن شد ...

در حجم بودن عـشــق ...

گاهی می توان هیچ شد ...

در اوج یک آسمان مـهـــر ...

گاهی می توان از هزاران قله گذشت ...

می توان در هجوم تمام هستها نیست شد ...

و در برابر تمام نبودنها به یک بـــودن بالید...
دیدگاه ها (۷)

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

تو را هم عاشقم، هم بی نهایت دوستت دارم و می دانم تو میدانی ک...

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

هندسهٔ مستورخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[م...

ای پیشوای سترگِ جاودان،ای آن‌که نامت در طنینِ تاریخ، هم‌سنگِ...

🌷معلم شهید🌷آن‌ها نرفتند؛فقط از هیاهوی خاک، به آرامش افلاک کو...

سواد سیاسیت رو بالا ببر سیا کردی بختمومو ایرانی

آدم‌ها فکر می‌کنند رفتن، نقطه‌ی پایانِ یک رابطه است؛ اما حقی...

این متن مود این روز هامونه:وقت برای انجام کار اضافه نداشت،شب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط