کتش را تکاند
کتش را تکاند
خاکستر هزار سیگار ناامیدی را روی زمین ریخت
کلاهش را پایین کشید و یقه اش را بالا داد
دستی به ریش بلندش کشید
عشقی در کار نبود
داشت پیری را تجربه میکرد هرچند سنی نداشت
سیگاری روشن کرد و کنج لب گذاشت
رفت
ماجرایش هیچ نقطه عطفی نداشت
خاکستر هزار سیگار ناامیدی را روی زمین ریخت
کلاهش را پایین کشید و یقه اش را بالا داد
دستی به ریش بلندش کشید
عشقی در کار نبود
داشت پیری را تجربه میکرد هرچند سنی نداشت
سیگاری روشن کرد و کنج لب گذاشت
رفت
ماجرایش هیچ نقطه عطفی نداشت
- ۳۲۷
- ۰۹ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط